5 ماهگی یسنای عزیزم
سلام عزيز دلم. سلام نفس مامان . 5 ماهگيت مبارك عزيز دلم.
انگار همين ديروز بود كه وجود اسمونيت زميني
شد و عين يه فرشته كوجولو وارد زندكي من و بابايي شدي
بعضي وقتا حتي باور هم نمي كنم كه جقدر
كوجولو بودي و حالا چقدر بزرك شدي و البته شيطون و بانمك
وای که عاشق تک تک شیرین کاریات و
خندیدن هات هستم ![]()
بعضی وقتا یه انرژی خاصی دارم که قابل وصف نیست و اینا همه از برکت حضور تو گل
دخترم هست
يكي از مهمترين اتفاقاي اين ماه دندون دراوردنت هست عزيزكم.
البته اين كه ميگم دندون
دراوردن يعني يه كوجولوي كوجولو لثت سفيد شده و به شدت ميخاره لثت .
ولي بعضي وقتا اين سفيدي بيشتر
معلوم ميشه و بعضي وقتا هم انگار ميره تو و معلوم نيست. خلاصه اينكه اين دندون دراوردن هم واسه خودش
پروسه اي هست و اميدوارم هرچي زودتر راحت بشي .
ديگه اينكه كلي واسمون حرف ميزنيو صداهاي مختلف
از حنجرت خارج ميكني
. البته بعضي وقتا هم واسمون جيغ ميزني و وقتي لثت خيلي ميخاره وكلافه ميشي
صداهايي در مياري كه انگار داري حرص ميخوري.
از شيرين كاريهاي جديدت قهقهه زدنته .
البته الان حدود
پنجاه روز ميشه كه اينطور بلند بلند ميخندي ولي تو اين ماه بيشتر مشهوده .
وقتي مي خندي بيشتر از
خودت من و
بابايي واست ذوق مي كنيم . و كلي باهات مي خندیم
.
یکی دیگه از كارهايي كه جديدا انجام ميدي اينه كه قل ميزني . بعضي وقتا حتي 180 درجه از وضعيتي كه
خوابيدي تكون ميخوري .
و ديگه نميشه رو مبل يا لبه تخت خوابوندت ....
خلاصه اينكه عاشقتم ماماني و
خيلي خيلي
خوشحالم واسه همه اين كارات و بيشرفتات![]()
![]()
تو اين عكس معلومه كه لثت ميخاره به خاطر اينكه لب بايينتو داري ميخوري ....

این عکستم خیلی دوست دارم آخه یه جوری محو عروسکای بالا سرت شدی که خوردنی هستی ![]()

این عکس مال وقتیه که خیلی خوش تیپ کردی و می خواستیم بریم خونه خاله بابایی ![]()

تو این عکس یه جور خاصی زل زدی به کفشات که انگار اولین بار می بینیشون ![]()

تو این عکس هم یه هندونه خوردنی و شیرین شدی ...![]()




5 ماهگی یسنای عزیزم 
